مردم خواسته دنیا خرده گیاهى است خشک و با آلود که از آن چراگاه دورى‏تان باید نمود . دل از آن کندن خوشتر تا به آرام رخت در آن گشادن ، و روزى یک روزه برداشتن پاکیزه‏تر تا ثروت آن را روى هم نهادن . آن که از آن بسیار برداشت به درویشى محکوم است و آن که خود را بى نیاز انگاشت با آسایش مقرون . آن را که زیور دنیا خوش نماید کورى‏اش از پى در آید . و آن که خود را شیفته دنیا دارد ، دنیا درون وى را از اندوه بینبارد ، اندوه‏ها در دانه دل او رقصان اندوهیش سرگرم کند و اندوهى نگران تا آنگاه که گلویش بگیرد و در گوشه‏اى بمیرد . رگهایش بریده اجلش رسیده نیست کردنش بر خدا آسان و افکندنش در گور به عهده برادران . و همانا مرد با ایمان به جهان به دیده عبرت مى‏نگرد ، و از آن به اندازه ضرورت مى‏خورد . و در آن سخن دنیا را به گوش ناخشنودى و دشمنى مى‏شنود . اگر گویند مالدار شد دیرى نگذرد که گویند تهیدست گردید و اگر به بودنش شاد شوند ، غمگین گردند که عمرش به سر رسید . این است حال آدمیان و آنان را نیامده است روزى که نومید شوند در آن . [نهج البلاغه]
کل بازدیدها:----15562---
بازدید امروز: ----0-----
بازدید دیروز: ----0-----
آب آینه آفتاب

 

نویسنده: نور
جمعه 85/8/26 ساعت 5:19 عصر

 

مقام معظم رهبری به من فرمودند: من در زمان جنگ، همیشه با لباس نظامی در جبهه‏ها حاضر می‏شدم، اما تردید داشتم که آیا مصلحت در همین است که من لباس پیغمبرصلی الله علیه وآله را کنار بگذارم و این لباس تنگ نظامی را بپوشم یابا همان لباس روحانی به جبهه بیایم؟

ایشان هنگام مراجعت به تهران، لباس روحانیت را روی همان اونیفرم نظامی می‏پوشیدند و پس از تقدیر گزارش به حضرت امام قدس سره به نماز جمعه می‏آمدند و نماز وحدت آفرین جمعه را می‏خواندند.

ایشان در ادامه فرمودند: روزی که برای دادن گزارش از جبهه، به جماران رفتم، امام قدس سره پشت پنجره ایستاده بودند. من مشغول باز کردن پند پوتین‏ها و این کار مدتی طول کشید.

حضرت امام قدس سره ایستاده بودند و با لبخندی، خیره خیره مرا نگاه می‏کردند. پس از آن که وارد اتاق شدم، دست امام را بوسیدم. معظم له دستی به پشت من زدند و فرمودند: زمانی پوشیدن لباس سربازی در عرف ما، خلاف مروت بود؛ ولی الان می‏بینم چه برازنده شماست!

آیةاللَّه خامنه‏ای فرمودند: با این کلام دل ربای امام، تردید از دلم بیرون رفت و از آن روز به بعد، همیشه از پوشیدن لباس نظامی لذت می‏بردم.! 

   حجةالاسلام و المسلمین ذوالنور 

 . پرتوی از خورشید، ص 139.


    نظرات دیگران ( )

  • لیست کل یادداشت های این وبلاگ
  • غبار فراموشی
    پوشیدن لباس نظام
    زندگی نامه
    حرف اول

  •  RSS 

  • خانه

  • ارتباط با من
  • درباره من

  • پارسی بلاگ
  • درباره من

  • لوگوی وبلاگ

  • اوقات شرعی

  • اشتراک در وبلاگ

  • وضعیت من در یاهو

  •